چه خبر.سلامتین؟انشاالله که درس میخونین و مثل ما نیستین که تاصبح واسه یه امتحان بیداریم؟
امروز اصلا حالم خوش نیست.معدم درد میکنه در حد تیم ملی.شانس منو میبینی؟روز تولدم مریض شدم.البته این چیز تازه ای نیست.مشکل همیشگی منه.
.
دیگه واقعا خسته شدم از بس ناراحت بودم.دیگه از دیروز تصمیم گرفتم همیشه شاد و شنگول باشم.بابا غم و غصه روبیخیال.البته دیشبم یه نفر به من تولدم رو تبریک گفت.دقیقا ساعت ۱۲ شب.اولین کسی بود که تولدم رو تبریک گفت.خیلی خوشحال شدم.


.یکم هم ناراحت شدم.



الآن دیگه دیر شده.بچه ها اومدن دنبالم.باید برم.الان برم دیگه خونه نمیام تا یکشنبه شب.
میخوام مطلب وبلاگ رو عوض کنم.بنویسم از دانشگام.با تا پست بعدی
.امروز روز باحالیه.خیلی باحال.توپ
.ساعت ها تند و تند و تند.روزها پشت سر هم.همین الان که اینجا نشستم دارم اینو مینویسم خبر از آینده ندارم.ولی میدونم که خودم میتونم راه آیندمو انتخاب کنم.تا امروز نه هیچ کاری واسه خودم کردم نه واسه خونوادم.فردا ۲۰ ساله میشم.۲۰ سال از عمرم گذشته.هیچ.
.ولی امروز احساس میکنم روز خوبیه.کلا با همه ی روزها فرق میکنه.شادم


اردیبهشت 1387
